محمد باقر شريعتى سبزوارى

99

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

يك دفعه هم ممكن است ظاهر نشود . هزاران دفعه ممكن است آتش دست را بسوزاند ، ولى ممكن هم هست كه يك دفعه ابتدا دست بسوزد و بعد آتش وجود پيدا كند . جواب ما باز مطابق محك خود اين خواهد بود كه چون در تمام قضايا در تمام ادوار عملًا قانون علت و معلول صادق بوده مطابق خيال آقايان استثنا پيدا نكرده صحيح است » . در صفحهء 44 مىگويد : « ما در علم از ابتداى تاريخ تمدن بشر تا امروز ، ميليون‌ها قضيهء علت و معلول سراغ داريم و زندگانى روزانهء ما ، آن به آن مصادف با قضاياى علت و معلولى است . ما چه داعى داريم كه مثال‌هاى متعدد قانون علت و معلول را صحيح ندانيم و به اميد اين‌كه يك روز شايد از توى حباب چراغ ، يك قارچ سبز خواهد شد و استثنايى به وجود خواهد آمد پشت پا به تكامل علم بزنيم ؛ اما يك ايدئاليست به همين اميد نشسته و اگر تيرى هم به مغزش فرو رود تير را علت كشتن نمىداند . » علاوه بر اين‌كه اين آقايان مسئلهء ضرورت ترتب معلول بر علت يا امتناع تخلف معلول از علت و مسئلهء تقدم و تأخر و تقارن زمانى علت و معلول را با اين مسئله ، كه آيا حس و تجربه قادر به درك عليت و معلوليت هست يا نيست ، دانسته يا ندانسته ، با هم خلط كرده‌اند ؛ نفهميده‌اند يا نخواسته‌اند بفهمند كه آن‌چه ما ، آن به آن در زندگانى روزانه از راه احساس و تجربه با آن مصادف هستيم ، مقارنه يا تعاقب حوادث است نه عليت و معلوليت آن‌ها . و آن‌چه تجربيون را وادار كرده است كه در واقعى بودن قانون علت و معلول ترديد كنند ، دقت زياد در تعيين حدود حس و تجربه است . تجربيون از طرفى اصالت حس و تجربه را پذيرفته‌اند و از طرف ديگر نخواسته‌اند مانند ماديين به گزاف تصورات غير محسوس را محسوس جلوه دهند ، لهذا در حقيقى بودن قانون علت و معلول ترديد كرده‌اند . حقيقت اين است كه اگر واقعاً ما اصالت حسى باشيم و از طرفى هم نخواهيم به گزاف سخنى به گوييم ، وجهى ندارد كه قانون علت و معلول را واقعى بدانيم . نظريهء اين مقاله نظريهء اين مقاله مبتنى بر واقعى بودن علت و معلول است و شبهاتى كه در اين مورد در